گزارش برنامه صعود به قله سرآخور (بلوران) قوچان

روز جمعه 29 آذرماه 1392، به همراه تیمی متشکل از 8 تن از اعضای باشگاه اوج مشهد با یک دستگاه پاژن که متعلق به آقای هزاره سرپرست صعود بود، راهی قوچان شدیم. ساعت حرکت 5:30 صبح اعلام شد ولی من چون قرار بود توی مسیر به دوستانم بپیوندم ساعت 5:50 از خانه زدم بیرون. پس از سوار شدن و احوالپرسی با همنوردان، مشهد را ترک کرده و به سمت قوچان حرکت کردیم.

قله سرآخور (قله بلوران) قوچان به ارتفاع 2529 متر و به گفته عده ای از دوستان دیگر 2600 متر! می باشد. اظهارات متفاوت است و من نیز بالاخره نفهمیدم که ارتفاع دقیق این قله چقدر می باشد؟ این کوه بالاترین ارتفاع را در بین کوه های شهرستان قوچان دارد و مسیری پاکوب، نرمال و کوهپیمایی دارد و از لحاظ سختی مسیر چندان مشکل نیست. البته در زمستان ها بسیار سرد و کشنده است و بادهای وحشتناکی دارد. بنابراین نباید گول مسیر ساده و ارتفاع کم آن را خورد. خودِ شهرستان قوچان در منطقه ای کوهستانی و سردسیر واقع شده است و همیشه جزء سردترین شهرهای کشور می باشد. تجربه ای که من در چندین صعود زمستانی به این کوه دارم ثابت می کند که به هیچ وجه نباید قله سرآخور را در صعودهای زمستانی دستکم گرفت، زیرا این کوه در فصل پائیز و زمستان معمولا مه آلود است و برف و باران در ارتفاعات بالای قله معمولا وجود دارد. نه تنها این کوه، بلکه هیچ کوه دیگری را نباید دستکم گرفت و مخصوصا در فصول سرد سال که کوهستان؛ سرد، کشنده و بی رحم می شود.

من قبل از این صعود، که توسط آقای کرمانی مدیر محترم باشگاه اوج به من پیشنهاد راهنمای مسیر و مسئولیت فنی برنامه شد 3 بار دیگر به قله بلوران صعود کرده بودم. یکبار در پائیز و 2 بار در زمستان. معمولا من وقتی به قله ای صعود کرده باشم، اگر قصد شرکت در صعودهای بعدی آنرا داشته باشم آن برنامه چندان جذابیتی برایم ندارد. جدا از این مورد، از هفته ی قبل که در برنامه پیمایش کویر همت آباد قائن شرکت کرده بودم، مچ پای چپم بر اثر جست و خیزهای فراوان و تحرک بالا کمی مصدوم شده بود لذا چند روزی بود که اذیتم می کرد. بخاطر همین فکر کردم که اگر کمی احتیاط کرده و در برنامه های سنگین و نیمه سنگین شرکت نکنم شاید بهتر باشد! ولی مواردی پیش آمد که تصمیم گرفتم در برنامه شرکت کنم. احتمال دیدار با دوستان قوچانی و دوستان جدیدم از باشگاه اوج نیز برایم جالب بود و نمی شد به راحتی از آن بگذرم. البته چیزی که مرا بیشتر ترغیب کرد تا با هیجانی بیشتر راهی قوچان شوم مشاهده پیش بینی هوای قوچان بود که برای آنروز بارش برف در ارتفاعات و مه آلود بودن قله سرآخور را پیش بینی کرده بود. کوهنوردی بدون برف برای من لذتی ندارد و این موارد باعث شد تا آن عدم جذابیتی که ابتدای مطلب گفتم در مجموع رنگ ببازد.

حرکت از جاده سنتو (تهران – شمال) ، (نام دیگر آن بزرگراه آسیایی است) ادامه پیدا کرد و ما ساعت 8 صبح به میدان ساعت که قوچانی ها به آن بولوار می گویند رسیده و توقف کردیم. قرار بود صعودمان با یک تیم از هیئت کوهنوردی قوچان همزمان باشد و در واقع صعود مشترکی داشته باشیم. با تماسی که با آقای شجاع السادات داشتم ایشان گفتند که تیم شان کمی دیرتر حرکت می کند! با توجه به این موضوع و هم چنین به هم نخوردن زمانبندی برنامه تیم مان، راهی منطقه شدیم. تیم ما قصد صعود از مسیر روستای سراب را داشت. بنابراین بعد از رسیدن به روستای سراب، توقف کوتاهی برای آمادگی اولیه، گوشزد بعضی نکات مانند مسیرهای دارای آب و میزان باد و هوای امروز منطقه و دست آخر پس از صحبت های آقای هزاره برنامه مان را شروع کردیم.

بعد از یک ساعت کوهنوردی، در حالیکه باد شدید و سردی هم می وزید؛ در مسیر رودخانه و در کنار یک کال (کانال) توقف کرده تا صبحانه بخوریم. صبحانه را به سرعت و بصورت سرپایی خورده و به راهمان ادامه دادیم. هر چه به ارتفاعات بالاتر می رفتیم هوا سردتر و زمین سفیدتر می شد و ما کم کم باید خودمان را می پوشاندیم. البته همانطور که میدانید اگر راهپیمایی مداوم باشد و توقف زیاد نباشد بدن گرم و سرما خیلی کمتر احساس می شود ولی خب برای در امان ماندن از باد سرد و خشک منطقه نیاز به کاپشن گورتکس بود. در اواسط مسیر تیمی 3 نفره متشکل از یک آقا و دو خانم را مشاهده کردیم که از مسیر دیگر یعنی روستای هودانلو قصد صعود به قله بلوران را داشتند که در ادامه ما به آنها رسیده و با همدیگر قله را صعود کردیم.

یک ساعت آخر صعود هوا بشدت سرد شد و همه را مه فرا و باد شدیدی وزیدن گرفت. در این موقع ما به جان پناه رسیدیم و با مشورتی که با آقای هزاره داشتم تصمیم بر این شد که به همراه کوله ها صعود کنیم و بعد از اینکه همگی افراد تیم با موفقیت به بالای قله رسیدیم، کارهای جانبی و … به اتمام رسید، باز گردیم، ناهار را در جانپناه میل کنیم و بعد از استراحتی کوتاه مسیر برگشت را در پیش بگیریم. بالای قله که رسیدیم چند عکس یادگاری گرفته، آب و تنقلاتی خوردیم و به علت باد و بوران شدید قصد داشتیم به سرعت بازگردیم. همانطور که قبلا گفتم صعودمان همزمان شد با تیم دیگری که توی مسیر بود و اتفاقا آنها نیز از مشهد آمده بودند لذا چند دقیقه ای هم بر بالای قله با ایشان گپی صمیمی و دوستانه شکل گرفت. صحبتها کمی زیاد شد و پس از 20 دقیقه آهنگ بازگشت کردیم. بر اثر مه غلیظی که دورتادور ما را گرفته بود و دید خیلی کمی که داشتیم چند دقیقه سردرگم شدیم و این باعث شد تا حدود 100 متر از مسیر را اشتباه برویم ولی به زودی متوجه شده و مسیر درست را تشخیص داده و به جانپناه رسیدیم.

هوا بشدت سرد بود و باد خشنی می وزید. با این وجود در داخل پناهگاه دور هم نشستیم و همگی خوراکی و غذاهایشان را رو کردند. جو خوبی شده بود، در آن سرما و کولاک، شوخی های دوستان گرمابخش بود. از هر غذایی لقمه ای خوردیم. نمی دانم چرا خوردن غذا در کوهستان فوق العاده به من می چسبد و اینجا نیز واقعا لذت بردم. آب نداشتیم چون آب های داخل بطری های آب یخ زده بود، ولی فلاسک های چای مشکل را حل کرده و از چای داخل آن کمی خوردیم و گرم شدیم. با اینکه چای داخل فلاسک سرد شده بود و میشه گفت ولرم بود ولی بدن را خیلی گرم کرد و تشنگی را برطرف نمود. غذا، میوه، خوراکی، تنقلات هر مقداری که لازم بود خوراکی خوردیم و پس از نیم ساعت توقف در جانپناه نارنجی رنگ و زیبای سرآخور مسیر برگشت را در پیش گرفتیم. 2 ساعت بعد به روستا رسیدیم. در قوچان توقف کوتاهی داشتیم و توسط یکی از دوستان با شیرکاکائو و کیک پذیرائی شدیم که در واقع شیرینی صعود به قله بلوران بود. سپس راه بازگشت به مشهد را در پیش گرفتیم.

نزدیک چناران آقای کرمانی تماس گرفتند تا از وضعیت تیم و احوال بچه ها اطلاعی کسب کنند. به ایشان گفتم که تمامی دوستان در کمال صحت و سلامت هستند و ما در مسیر بازگشت به مشهد هستیم. جا دارد در اینجا ابتدا از سرپرست برنامه آقای هزاره و سپس مدیر باشگاه جناب آقای کرمانی و در آخر از تمامی همنوردانی که مرا در این برنامه همراهی کردند کمال تشکر را داشته باشم و این صعود شیرین را به آنان تبریک بگویم. سفر با پاژن هم خیلی خوب و لذت بخش بود. دستت درد نکنه آقای هزاره … خیلی خوش گذشت.

گزارش و عکسها از: میثم رودکی

0
اشتراک‌گذاری

10 دیدگاه

  1. مهوش

    وای چه هوای سردی…. تنم لرزید

    • مدیر

      خانم مهوش، هوا توی ارتفاعات فوق العاده سرد بود. قوچان نیز همیشه توسط سازمان هواشناسی جزء سردترین شهرهای کشور اعلام می شود.

  2. نیما یساری

    خداقوت میثم عزیز

  3. شهرام وحشی

    آقای هزاره به همراه گروه رویای وحشی مراتب تشکر خود بابت راهنمایی مسیر توسط شما در صعود به قله بلوران قوچان را اعلام می نمایند.

    • مدیر

      شهرام جان، افتخاری بود که نصیب من شد تا در این برنامه با شما و سایر دوستان همراه شوم. از اینکه دوباره با هم در یک برنامه شرکت کردیم خیلی خوشحال شدم. تیمی که بدون مشکل و به سلامت از صعودی باز میگردد نشان دهنده مدیریت قوی و حرفه ای سرپرست است که آقای هزاره نیز به خوبی از پس سرپرستی برنامه بر اومدند. سلام مرا به ایشان برسانید. به امید صعودهایی دیگر

  4. ابوذر

    سلام آقامیثم. جالب بود
    اما زمستان کوهنوردی هم زیبا و هم خطرناکه و … خوش باشید

  5. علی پیشه کار

    سلام وقت بخیر از آشنائی با شما خرسندم به جهت دیدن عکسهای برادرم که همراه شما در این برنامه بود با سایت شما آشنا شدم خوشحال خواهم شد که از نزدیک و یا یک برنامه با شما بیشتر آشنا شوم. امیدوارم که همیشه در کارهایتان موفق باشید. به امید یک برنامه خوب گل گشتی با شما علی پیشه کار

  6. سایه

    وای خیلی سرد بوده …. آدم یخ می زنه

  7. محسن از قوچان

    قوچان سیبریه. امسال با اینکه قوچان زمستون بدی رو داشته اما باز هم بارها سردترین شهر کشور بود خصوصا تو هفته دوم بهمن پس از اون کولاک برف روز جمعه که دما رفت زیر منهای 20 درجه

ارسال پاسخ