به یاد قهرمانان هیمالیا که در قله برودپیک جاودانه شدند

آیدین جان، مجتبی جان، پویا جان؛ چگونه رفتن شما بزرگ مردان راه عشق را باور کنیم؟ به فاصله ده روز با شما اوج شادی و هم چنین غم را تجربه کردیم.

خبر صعود غرورانگیزتان برایمان اوج شادی و غرور را به دنبال داشت، اما خبر بازگشت نافرجام تان از قله غم انگیز بود چون دیگر بازگشتی در کار نبود. این روزها غم بزرگی توی سینه همه دوستداران طبیعت، کوهنوردان و همه ایرانیان سنگینی می کند. با اتمام عملیات جستجو، تمامی امیدواری های دوستدارانتان به یاس تبدیل شد. چون دیگر بازگشتی در کار نیست.

همان گونه که ادموند هیلاری، اولین فاتح بام دنیا یعنی اورست می گوید: “کوهنوردی عشق به طبیعت است و عشق به طبیعت، ورزش ما نیست، باور ماست، زندگی ماست. به راستی که کوهنوردی فقط ورزش نیست، کوهنوردی یک روش زندگی است”. شما نیز جان خود را در راه باورتان، زندگی تان و عشق تان فدا کردید. شما افتخارآفرینان راه عشق و باورتان هستید.

آیدین جان چقدر درددل نامه‌ای که قبل از سفرت نوشتی و از رفیقت خواستی تا پس از اعزام تان به هیمالیا آن را منتشر کند غریبانه است. با خواندنش اشک برروی گونه ام جاری شد. نوشته ات را بارها و بارها خواندم: “این ماییم، دوباره اینجاییم. با هم هستیم ولی تنهاییم. اینجاییم نه از برای خودخواهی، نه از برای خودنمایی، اینجاییم از سر عشق، اینجاییم از سر شور، از سر غرور. اینجاییم از برای رشد، از برای اوج، از سر جنون، اینجاییم برای پایان، پایان یک آغاز، پایانی که آغازی بلندپروازانه تر را نوید دهد.” … انگار از آخر قصه خبر داشتی و انگاری می دانستی که سفر پایانی تان است! پسران کوهستان اینک شاد باشید چون از سر عشق، از سر شور، از سر غرور و برای همیشه آنجایید، با هم هستید و تنهایید. چه تنهایی آرام بخشی!

شما فاتحان جام فتحهای بی فایده نیستید. حکایت شما، حکایت بازجستن روزگار وصل است. در این دیرگاه دور ماندن از اصل خویش، در این هجوم تکنولوژی دردسرساز و جنگ طلب. کوهنوردی عشق به طبیعت است. عشقی به پاکی چشمه سار، به سبزی جنگل، به نیلگونی دریا، به صلابت سنگ، به لطافت گل، به فروتنی خاک، به سپیدی برف، به توفندگی طوفان، به سبکی نسیم و به سنگینی کوه.

خوشا بحالتان که محیط پاک کوهستان را برای زندگی ابدی خود انتخاب کردید و در هیمالیا، بهشت کوهنوردان دنیا جاودانه شدید. به راستی هیچ مکانی مثل این بهشت (هیمالیا) لیاقت میزبانی شما را ندارد. اینک؛ به قول توماس لامه کوهنورد آلمانی حاضر در عملیات جستجو، چرا با عشقی که به کوهستان دارید و هدفی که برایش از جان مایه گذشتید شما را در این بهشت تنها نگذاریم؟

همان گونه که دوست و استاد عزیزم مهدی عمیدی (پلنگ برفی ایران) در مون بلان جاودانه شد و برای همیشه حسرت خنده های زیبا و دلنشین اش را بر دلم گذاشت، همچنین بانوی قدرتمند و کم نظیر کوهنوردی ایران خانم لیلا اسفندیاری که با افتخار آفرینی هایش و صعود به سه قله K2، نانگاپاربات و گاشربوروم 2 برای همیشه در کوهستان قراقوروم آرام گرفت. خانم اسفندیاری در وصیت نامه اش نوشته بود در صورتی که جانش را در راه عشقش یعنی کوهنوردی از دست داد اجازه بدهند جسدش در کوهستان بماند تا به آرامشی ابدی دست یابد، اینک شما نیز همانند همه بزرگانی که در این راه جانشان را از دست داده اند و در کوهستان آرام گرفته اند در قلب همه کوهنوردان و عاشقان طبیعت جای خواهید گرفت و یادتان همیشه زنده خواهد ماند.

اکنون شما قهرمانان همه مردم ایران هستید. ایران و ایرانیان همیشه به شما افتخار خواهند کرد و نام شما بزرگان برای همیشه در هیمالیا و در لیست بزرگ مردان این رشته ثبت خواهد شد. امیدوارم روزی بتوانم بر مسیر صعودی که بنام ایران در قله برودپیک ثبت کردید بوسه ای بزنم و بر پرچم کشور عزیزمان ایران که بر فراز قله برافراشته اید بوسه ای دیگر بزنم … دوست تان دارم پسران کوهستان، خوشحالم که من نیز در بین دوستانم به این نام نامیده می شوم یعنی پسر کوهستان.

کوهنوردی یک روش زندگی است. روشی که در آن یک سیب بین همه اعضاء گروه تقسیم می شود. روشی که در آن قوی ترین عضو گروه به پای ضعیف ترین راه می رود. راهی که رقابت ندارد راهی که به رهروانش حقوق نمی دهند و ایشان را نیازی به سوت و کف مشوقان در قله نیست. کوهنوردان ناجی بی منت یکدیگرند. گروه می سازنند تا دل جوانان به سنگ بند کنند تا به ننگ بند نشود. مزدشان معراج روح است و تشویق شان نوازش باد. قانونشان عشق است و قانون گذارشان معشوق. عشق به طبیعت، عشق به زندگی است و زندگی تجلی عشق است و مرگ آنجاست که عشق نیست. قهرمانان ایران، من عشق و زندگی را از شما یاد گرفتم، شما گامی فراتر از این عشق هستید.

پسران کوهستان و افتخارآفرین ایران، از 23 تیر که تلاش نهایی شان را برای ناز کردن قله برودپیک شروع کردند تا آخرین روزی که آیدین تماس گرفته است (یعنی 29 تیرماه) 7 بیواک و شب مانی را در ارتفاع بالای 7500 متر تجربه کرده اند و در این مدت توانسته بودند دوام بیاورند! آنهایی که با این شرایط سخت آشنایی دارند خوب می دانند که دوام آوردن طی این مدت و توی چنین شرایط دشواری خیلی مشکل است و هنر می خواهد، هنری بنام زنده ماندن در شرایط سخت! به علاوه مسیری که گشایش شده فوق العاده پر شیب و صخره ای بوده است و البته ناشناخته. با اینکه پسران کوهستان برنگشتند و همه ما را در حسرت خنده ها و نگاه هایشان گذاشتند اما این 3 قهرمان توی هیمالیا بزرگی کردند و این موضوع تا ابد در ذهن هیمالیا و ایران خواهد ماند.

انگار نباید پسران کوهستان بر می گشتند تا فتح شان را به گوش همه برسانند، بر نمی گشتند تا “مسیر ایران” را فریاد بزنند، برنمی گشتند تا …! و این است رسم روزگار امروز ما. خوشا بحالتان واقعا خوشا بحالتان. زندگی ابدی در محیط پاک کوهستان گوارای وجود نازنین تان.

پی نوشت: آیدین بزرگی، مجتبی جراحی و پویا کیوان به همراه رامین شجاعی و افشین سعدی راهی قله برودپیک، دوازدهمین قله‌ مرتفع دنیا در هیمالیا شدند تا مسیر جدیدی را به قله 8051 متری باز کنند. بزرگی، جراحی و کیوان سه نفری بودند که برای صعود نهایی راهی قله شدند. “پسران کوهستان” مسیر جدیدی به قله با نام “مسیر ایران” باز کردند و پرچم ایران را بر فراز “قله برودپیک” برافراشتند اما خبر بازگشت آنها از قله غم انگیز بود و این کوهنوردان در هیمالیا جاودانه شدند.

1
اشتراک‌گذاری

5 دیدگاه

  1. مهوش

    کوهنوردی عشق به طبیعت است. عشقی به پاکی چشمه سار، به سبزی جنگل، به نیلگونی دریا، به صلابت سنگ، به لطافت گل، به فروتنی خاک، به سپیدی برف، به توفندگی طوفان، به سبکی نسیم و به سنگینی کوه.
    من نیز همانند دیگر هموطنان عزیزم بخصوص دوستان کوهنوردم بی نهایت از وقوع این حادثه متاثر شدم. وجود این عزیزان جاوید، افتخارست برای هر ایران و ایرانی

  2. مریم

    بسیار زیبا و قابل تامل بود.
    خوشحالم از اینکه کسانی مثل شما؛ ارزش کارهای بزرگ را درک می کنند و با قلم زدن در این باره به تاریخی شدن این کارهای بزرگ کمک می کنند.

  3. باربیزون

    سلام آقای رودکی
    ممنون برای پست پسران کوهستان. نام و یادشان جاودانه باد …
    من کرد سورانی هستم. ساکن مهاباد از استان آذربایجان غربی

  4. حمزه بجنوردی

    میثم جان ممنون از این پست زیبات. همچنین این ضایعه غمبار را به همه کوهنوردان و همجنین شما تسلیت عرض می کنم.
    هیمالیا مقابل قامت و ایستادگی انها کم آورد …

    روحشان شاد

  5. کوهسار

    خداونداااااااااااااااااااا چرا با ما چنین کردی؟
    تو می دانستی و امااااااااااااااااا
    آنان را رها کردی!
    در آن برف و در آن سرما
    در آن سوز و در آن غوغا
    خداوندا چرا با ما چنین کردی!
    خداوندااااااااااااااااا

ارسال پاسخ