کوهنوردی لرستان و چالش های پیش روی آن

لرستان به عنوان بخشی از زاگرس از پتانسیل های کوهنوردی مهمی برخوردار است و در طی سالیانی که از عمر هیئت کوهنوردی گذشته است شاهد این تغییرات بوده و همچنان این روند در حال انجام است.

در دهه های اخیر با پیشرفت در عرصه علوم و فنون دوران واپس گرایی جای خود را به نوسازی در همه عرصه ها داده است. ورزش نیز از این قاعده مستثنی نیست؛ به طبع کوهنوردی نیز از این امر پیروی کرده و مرحله سنتی بودن را پشت سر گذاشته و وارد مرحله نوینی گشته است. گرچه هنوز هم این ورزش به صورت سنتی در بسیاری جاها اجرا می شود، ولی میان این دو دیدگاه اختلاف و تفاوت بسیار، فاحش و محسوسی وجود دارد.

در کوهنوردی نوین حرف اول را تجهیزات می زند؛ اگر بخواهیم از قافله عقب نمانیم بایستی علم و فن خود را به روز کرده و قید سنتی کار کردن را بزنیم و پا به عرصه نو بگذاریم؛ با وجود تفاوت هایی که وجود دارد نمی توان سنتی بودن این ورزش را نادیده گرفت و آن را به عنوان شالوده، پایه و اساس کوهنوردی نوین قلمداد نکرد.

لرستان به عنوان بخشی از زاگرس از پتانسیل های کوهنوردی مهمی برخوردار است و در طی سالیانی که از عمر هیئت کوهنوردی گذشته است شاهد این تغییرات بوده و همچنان این روند در حال انجام است. با وجود پیشرفت هایی که در این رشته به عمل آمده قطعا انتظارات و توقعات از وی بیشتر است. در این راستا یقینا زحمات مسئولین هیات های شهرستان ها نیز قابل ستایش است به دلیل نداشتن اطلاعات و آگاهی های کافی به تشکر و قدر دانی بسنده می کنم.

آنچه ورزش کوهنوردی را از سایر ورزش ها متمایز کرده، وجود شخصیت های با سواد و خاص چون شعرا، هنرمندان و … است که در پایان هفته دوست دارند به دوراز هیاهو و همهمه شهر، دل به طبیعت زده و نیز در زمان قبل انقلاب به علت اذیت و آزار اقشار باسواد جامعه کوه را مکانی برای تبادل اطلاعات و افکار می دانسته اند از این رو جامعه دید خاصی نسبت به جامعه کوهنوردی داشته و دارد.

1. این ورزش در طی سال های اخیر توانسته در دل جامعه جا باز کرده و اکنون استان لرستان ضمن اینکه دارای گروه و دسته های کوچک سنتی زیادی است، دارای باشگاه هایی قوی، چون یافته، باشگاه کوچ، باران، گاشو و باشگاه های بروجرد، دورود و سایر شهرستان ها بوده که به نوعی می توان آن را پایه و اساس کوهنوردی در خرم آباد تلقی کرد.

2. تعداد کوهنوردان در استان به صورت تقریبی 1100 نفر به صورت سازمان یافته هستند که همه ساله به خیل این عزیزان افزوده می شود و امیداواریم شاهد رشد روزافزون آن ها باشیم.

3. هر کوهنورد در طول سالیانی که به کوهنوردی مشغول است دو وظیفه خطیر دارد اول؛ شناساندن کوه ها به سایر همنوردان کشور به شکلی که هر کوهنورد بایستی سفیری در ترویج و شناسایی این ورزش باشد. دوم؛ حفظ محیط زیست که زندگی تک تک ما به آن بسته است.

چالش های زیادی بر سر راه این ورزش دوست داشتنی بوده و هست که درایت مسئول زحمت کش هیات استان و پیشکسوتان، مربیان و صاحب نظران استان را در رشته کوهنوردی و صعودهای ورزشی می طلبد تا گامی در هموار نمودن این چالش ها برداشته شود.

1. عدم سازماندهی گروه ها که بیشتر در قالب دسته های چند نفره سنتی اقدام به پیمایش یا کوهنوردی می کنند که این امر باعث برهم زدن انسجام و از بین بردن فرهنگ گروهی، تیمی و تعاون شده و حتی گاها مشکلاتی برای طبیعت نیز به وجود آورده است، این در حالی ست که در سایر استان ها این ورزش بیشتر در قالب باشگاه و یا گروه های وابسته به ادارات دولتی و غیردولتی انجام می گیرد. مزیت این کار این است که اولا همبستگی را به نمایش می گذارد و دوم تبلیغی برای شناسایی افراد گروه و سازمان مربوطه است؛ که در استان لرستان متاسفانه عدم وجود یکدلی به تزلزل در کوهنوردی دامن زده است. این نوع رفتار ما ریشه ای بوده و علل آن را می باید در نوع رفتار افراد جامعه جستجو کرد.

2. نبود برنامه از پیش تعیین شده که در ابتدای هر شش ماه بایستی توسط هیات کوهنوردی تدوین شود تا باشگاه های موجود برنامه های خود را با آن تنظیم کنند که با توانایی که در مسئول هیات سراغ دارم یا انجام می شود یا دلیل خاصی برای نبود آن دارند.

3. از آنجایی که افراد در هر جامعه ای سلایق مختلفی دارند و این مهم نباید باعث اختلاف و اختلال شود، متاسفانه در جامعه کوهنوردی افراد بیشتر درگیر اعمال سلایق و رفتارهای شخصی هستند تا اجراء قوانین حاکم تعریف شده در کوهنوردی.

4. خودخواهی و خودبرتربینی در میان افراد، عدم وجود متانت در رفتار باعث شده که هیچ کس پذیرای ضعف های خود نسبت یه دیگر افراد با تجربه تر نبوده و در تحمیل افکار خود و نوع آموزه های خویش بر دیگران از هیچ عملی فروگذار نکند و گاها پیش آمده که این آموخته ها تجربی بوده و جنبه علمی هم نداشته اند و این مهم مغایر با رفتارهای یک کوهنورد است و به عنوان عضو کوچکی از این پیکره و جامعه خواهان هم اندیشی و همفکری و تعامل بیشتری بین افراد و سرپرستان باشگاه ها هستم.

5. نبود طبقه بندی افراد مختلف به شکلی که تمام افراد در یک برنامه خاص شرکت کرده و باعث برهم زدن نظم و موفقیت در شرایط صعود می شوند، پیشنهاد می شود که افراد برحسب توانایی طبقه بندی شوند تا برنامه ها به صورت منسجم تر و موفق تر برگزار شوند.

6. از علل و عواملی که باعث شده که افراد کمتر به این ورزش روی آورند گران بودن و بالا بودن قیمت تجهیزات است و در ابتدا به ساکن فرد برای شروع بایستی هزینه سنگینی متحمل شود.

7. کوهنوردی با صعودهای ورزشی همراه است، این در حالی ست که کمیته صعودهای ورزشی در اکثر هیات ها یا تعطیل و یا نیمه تعطیل است و بیش تر سالن هایی که اختصاص داشته شده به علت نبود ورزشکار تعطیل است و در خرم آباد به عنوان مرکز استان هنوز سالن مجزایی برای این امر اختصاص داده نشده است. اخیرا توسط مسئول هیات تدابیری اندیشیده شده که امیدوارم هر چه زودتر به نتیجه برسد.

8. از آنجایی که سنگ نوردی اخیرا به ورزش های المپیکی پیوسته است، لذا می طلبد مسئولین هیات ها از طریق روابط عمومی خود در پیدا کردن استعدادهای درخشان تلاش را مضاعف کنند تا از قافله المپیک پیش رو در سال های آتی عقب نمانیم و حرفی برای گفتن داشته باشیم.

9. از آنجایی که هر علم و هر ورزشی بایستی تولید داشته باشد به این منظور که بایستی استعدادهایی در دل ان پرورش یابند رشد کنند و این مهم سلسله وار بایستی ادامه داشته باشد لذا جای سوالی هست که چرا در استان به ندرت پیش می آید که پیشکسوتان کوهنوردی ما اندوخته های خود را در اختیار نسل جوان تر قرار دهند. آیا ریشه در حس حسادت ندارد؟

10. عدم جوان گرایی و عدم بها دادن به استعدادهای جوان که تنها راه انتقال سینه به سینه اندوخته هاست، آموزش صحیح و پرورش سالم همراه با به روز رسانی معلومات به عنوان آخرین راه حل ادامه و استمرار ورزش کوهنوردی در استان است. تنها زمانی اسم نیک کوهنورد، مربی و یا مدیر ماندگار خواهد بود که در رشته خود اثرگذار باشد و بازخورد این اثربخشی در استعدادهایی ست که معلومات ما را به ارث می برند.

11. عدم وجود کمیته آسیب یا رسیدگی به انتقادات و پیشنهادات که گاها می توانند تاثیرگذار و اثربخش باشند.

12. عدم انسجام و تعامل بین کمیته ها ی ایجاد شده در قالب هیئت و پر رنگ کردن نقش کمیته آموزش به عنوان مغز هیئت کوهنوردی، پذیرش ورودی های صحیح و خروجی مجهز به علم و فنون به روز کوهنوردی.

13. جلوگیری از فلسفه مدرک گرایی به جای به کارگیری فنون عملی به شکلی که افراد بیشتر به داشتن مدرک می بالند تا داشتن فنون و تخصص به روز شده.

14. عدم شفافیت در عملکردها و فعالیت های کوهنوردی و عدم شفافیت در عملکرد سرپرستان باشگاه ها انتقاداتی را موجب شده، که لازم است مسئول هیئت محترم گزارشی کوتاه از شناسنامه کاری آنها جهت جبران کاستی ها و تمایز افراد برتر تهیه کرده و آن را به عموم ارائه دهد.

15. تعیین اهداف بلندمدت و کوتاه مدت کوهنوردی؛ متاسفانه باشگاه ها بدون در نظر گرفتن هرگونه برنامه مدونی، اقدام به اجرای برنامه های کوهنوردی می کنند که موجبات بی انگیزگی افراد را فراهم می آورد.

16. جای خالی خانه کوهنورد به منظور تبادل اندیشه ها و فنون آموخته شده کاملا محسوس است؛ لازم است با همفکری مسئولین سایر هیئت ها تدابیری دلسوزانه ای در باب این موضوع، اندیشیده شود.

نویسنده: چنگیز کرمی

23
اشتراک‌گذاری

ارسال پاسخ