‏معرفی و نقد فیلم «آفتاب، مهتاب، زمین»

فیلم «آفتاب، مهتاب، زمین» در سال 1391 ساخته شده است. این فیلم محصول کشور ایران و در ژانر خانوادگی، اجتماعی و معناگرا است.

نام فیلم: ‏آفتاب مهتاب زمین‏
مدت زمان فیلم: 80 دقیقه
سال ساخت: 1391 – 2013 میلادی
نویسنده، کارگردان و تهیه کننده: علی قوی تن
مدیر فیلمبرداری: شهاب نوروزیان
صدابردار: احمد صالحی
برنامه ریز: بیژن موسوی کاشانی
مدیر تولید: داریوش بابائیان
جانشین تولید: جمشید حاجی اسحاق
مشاور مذهبی: حجت الاسلام جعفر دانا
دستیار کارگردان: سعید لشکری
طراح چهره پردازی: رحیم مهدی خانی
مجری چهره پردازی: مجید وثیقی، روشنک وکیلیان
طراح صحنه و لباس: علی قوی تن، سمیه بُرجی
منشی صحنه: سارا اصلانی
عکاس صحنه: زهرا قوی تن
دستیار فیلمبردار: حامد قوی تن
دستیار صدابردار: جواد شاکری
بازیگران: علی قوی تن، مهسا معرفتی، حسین محمدیان، صدف بهشتیِ، توحید رستمی، محمود مرتضائی، شادی محمدپور

داستان فیلم «آفتاب، مهتاب، زمین»

یک روحانی میانسال و تنها – که از ابتدا تا پایان فیلم به نام «آقا شیخ» صدایش می ‏کنند – با وصیت استادش، زمین های بزرگ یک روستا را به ارث می‏ برد. وی به روستا می‏ رود تا زمین ‏ها را تصاحب کند؛ اما با دغدغه ‏هایی مواجه می‏ شود که وی را در این کار مردد می کند.

با طولانی شدن اقامت آقا شیخ، مردم روستا نیز به وی شک کرده و با تحریک شخصی به نام «مالک» نسبت به وی بدبین تر می‏ شوند. او کم کم در می‏ یابد که آن وصیت، در واقع امتحانی عرفانی از سوی استاد بوده است. همچنین روابط عاطفی شیخ با یک دختربچه و سپس مشاهده کار و تلاش مردم او را بر سر دوراهی سختی قرار داده است.

یادداشت علی قوی تن، کارگردان فیلم «آفتاب، مهتاب، زمین»

آفتاب مهتاب زمین سفری به دل انسان های صادق و آرام بود، مدت کوتاهی در میان آن ها زندگی کردم و به معنای واقعی آموختم، این فیلم آموخته های من است و فکر می کنم دیدن آن مانند تماشای یک تابلوی نقاشی خالی از لطف و تاثیر نیست برای ما آدم هایی که امروزه خودمان را درگیر مال و ثروت اندوزی و دنیای آهنی کرده ایم.

نقد فیلم «آفتاب، مهتاب، زمین»

«آفتاب، مهتاب، زمین» بیشتر یک تابلوی شاعرانه، عارفانه و نمادگراست؛ تا یک فیلم سینمایی با معیارهای تکنیکی و فنی. کارگردان با زبان نمادها و عناصر طبیعت، تلاش نه چندان موفقی کرده است تا در عین حال که آدمی را محکوم به پیوند با زمین نشان می دهد، او را به دل کندن از این خاکدان و حرکت به سوی آفتاب تشویق کند.

فیلم «آفتاب، مهتاب، زمین» شنا کردن برخلاف جریان رودخانه سینمای امروز ایران است؛ در آن از سوپراستارها خبری نیست؛ عشق های مثلثی را روایت نمی کند؛ از خیانت های زناشویی – که بلای جدید سینمای ما شده است – دوری می کند؛ فضای ساده روستا را به نماهای شیک بالاشهری ترجیح داده است؛ و مهم تر از همه اینکه – برخلاف آثار مد روز فیلمسازان ما – تلاش دارد جلوه های معنوی روحانیت را نمایش دهد نه آنکه روحانی را به شکلی پنهان، مضحکه و اسباب طنز کند.

مثلاً تماشاگر منتظر است که «آقا شیخ» به عشق مادر نرگس جواب مثبت دهد تا علاوه بر دیدن یک فیلم دراماتیک، گره های هیجان انگیزی نیز در رابطه با «مالک» شاهد باشد. همچنین داستان به نحوی پیش می رود که مالک، قاتل رقیب عشقی خود شناخته شود. اما کارگردان، برخلاف توقع تماشاگر، پایان فیلمش را در وصل شخصیت های خوب و مجازات شخصیت بد تصویر نمی‏کند؛ بلکه پایان خوش را در رها شدن نقش اول فیلم از تمام تعلقات مادی، معنوی و عاطفی به تصویر می‏کشد.

اما اثر قوی تن علیرغم این نکات مثبت، نقاط ضعف فراوانی دارد که آن را تا حد «فیلمی غیر جذاب برای بینندگان عام» و «اثری سوژه سوز» تنزل می دهد؛ از جمله:

1. کارگردان تلاش کرده است با استفاده از المان‏هایی همچون چشمه، زمین، کوهستان، اسب و مار، فیلمی نمادگرا بیافریند؛ اما متأسفانه نتوانسته است از نمادهایی که مطرح کرده به نحو کاملی بهره بگیرد. یکی از این ناکامی‏های کارگردان، پرداخت نامناسب کاراکتر «مار» است. مار در ادبیات دینی و ملی ما، نماد شیطان است. آقاشیخ در بدو ورود به محل اقامتش در روستا با ماری مواجه می‏شود که در منزل حرکت می‏کند و ساکنان سابق خانه را فراری داده است. وجود مار در پیرامون شیخ، نماد ابلیس است که از بدو ورورد او به روستا، وی را وسوسه می‏کند و به املاک بی انتهایی که به ارث برده است مغرور می‏سازد. اما قوی تن از عنصری که خلاقانه در متن قصه اش گذاشته، هوشمندانه استفاده نکرده است. مثلاً هنگامی که اهالی روستا، شیخ و مسجد را ترک می‏کنند، مار نیز وی را تنها می‏گذارد؛ در حالی که چه به لحاظ مفاهیم دینی و چه بر مبنای قواعد قصه، شیطان باید از فرصتی که مردم با بداندیشی خود فراهم کرده اند استفاده کند و شیخ را به انتقامجویی و تصرف بیرحمانه املاک تحریک کند؛ نه اینکه او نیز دست از سر شیخ بردارد.

2. آنچه بیش از همه چیز افسوس نگارنده را در پی دارد “واقعی بودن سوژه فیلم” است. فیلم از داستانی واقعی اقتباس شده است؛ داستان یک روحانی شیعه که هکتارها زمین را در روستایی از خراسان به ارث می‏برد، اما خاموش به محل زمین‏هایش می‏رود و خاموش برمی‏گردد و همه املاک را به مردم روستا می‏بخشد. اگر چنین رخدادی درباره یک روحانی مسیحی اتفاق می‏افتاد بدون شک با سرمایه واتیکان و حمایت استودیوهای بزرگ هالیوود، اثری باشکوه خلق و با ترفندها و جلوه‏های بصری فراوان به خورد جهانیان داده می‏شد. به یاد بیاوریم شخصیت «عالیجناب موسیو میریل» اسقف رمان بینوایان را که از یک کاراکتر واقعی اقتباس شد و با قلم سحرآمیز «ویکتور هوگو» وسپس تصاویر هنرمندانه فیلمسازان غربی، چه اسطوره ای از وی به نفع کلیسا ساخته و پرداخته شد. اما ما داستان واقعی یک روحانی بی نظیر – که هکتارها زمین خود را بدون منت به مردم بخشید – را با ساخت فیلمی که به لحاظ فنی، ضعیف و یا حداکثر متوسط است، سوزاندیم و دفن کردیم.

3. نقطه ضعف دیگر فیلم، بازی های متوسط و ضعیف بازیگران است. علی قوی تن دلیل استفاده از بازیگران بومی را «صرفه جویی در هزینه ها»، «داشتن استقلال و دوری از حمایت های دولتی» و «اهمیت موضوع، نه چهره ها» عنوان کرده است. همه این دلایل موجه و مقبول اند؛ اما متأسفانه بر غیر حرفه ای شدن اثر منجر شده و در نتیجه دیده نشدن آن را در پی خواهد داشت. ضمن اینکه هیچ اشکالی ندارد اگر تمام امکانات و حمایت های دولتی بسیج شوند تا اثری بزرگ برای معرفی یک شخصیت زاهد و وارسته خلق شود و جهان را تحت تأثیر قرار دهد.

قوی تن در نشریه ویژه جشنواره فیلم فجر ابراز امیدواری کرده است که فیلمش 30 درصد تماشاگران سینما را همراه خود کند؛ اما به نظر می رسد که این آرزو هم از نگاه خوش بنیانه و شاعرانه او نشأت می گیرد. «آفتاب، مهتاب، زمین» در گیشه شکست خورد؛ گرچه همه چیز گیشه نیست و ارزش بازگرداندن انسان‏ها به ضمیر الهی خود – ولو چند انسان معدود – ارزشی فراتر از هر موفقیت تجاری دارد.

«آفتاب، مهتاب، زمین» را دوست داشتم؛ اما می‏دانم که تا مدت‏ ها افسوس بزرگ سوژه سوزیِ آن را به همراه خواهم داشت. وای اگر واتیکان این سوژه را داشت.

درباره کارگردان

درباره کارگردان

«علی قوی تن» متولد 1343 در شهر درگز روستای توقی کارگردان، نویسنده، تهیه کننده، تدوین گر و طراح لباس و صحنه اهل ایران است. وی با اجرای تعدادی نمایشنامه و ساخت فیلم های کوتاه و مستند پا به عرصه فیلمسازی گذاشت و وی فعالیت سینمایی خود را سال 1361 با ساخت فیلم ‏های کوتاه و مستند آغار کرد و سال 1368 با ساخت فیلم نیمه بلند «غبار» و دریافت مجوز حرفه ای از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و در سال 1370 با ساخت فیلم سینمایی “عشق من شهر من” وارد سینمای حرفه ای شد. فیلم «عشق من، شهر من» نخستین فیلم سینمایی اوست.

قوی تن پس از ساخت 7 فیلم سینمایی تجاری در ژانرهای مختلف، از سال 1388 سبک نوینی را در پیش گرفت و به سینمای فرهنگی با محوریت کودک و نوجوان روی آورد، و توانست با فیلم های “پرواز بادبادک ها” و “آفتاب مهتاب زمین” دو سال متوالی در بخش بین الملل و سودای سیمرغ سی امین و سی و یکمین جشنواره فیلم فجر حضور داشته و سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه بخش بین الملل و سیمرغ بلورین بهترین فیلم فجر را از آن خود نماید.

او از سال 2012 تاکنون با فیلم هایش در فستیوال های بین المللی چون جیفونی ایتالیا، گدنیا لهستان، سینه کید هلند، کیکیفه آلمان، قاهره مصر، الیمپیا یونان، بمبئی هند، گوا هند، چنای هند، کرالای هند، داکا بنگلادش، مالتی آرت انگلستان، زلین چک، و غیره حضور پیدا کرد و توانست جایزه بهترین فیلم را از فستیوال داکا 2018 و جایزه ویژه هیات داوران فستیوال الیمپیا یونان و جایزه یونیسف در الیمپیا یونان 2017، را برای فیلم پل سفید از آن خود کند.

کارنامه حرفه ای علی قوی تن

کارگردان: رویای سهراب (۱۳۹۷)، پل سفید (۱۳۹۶)، آسمان آبی مادرم (۱۳۹۴)، بازگشت (۱۳۹۲)، آفتاب، مهتاب، زمین (۱۳۹۱)، پرواز بادبادکها (۱۳۹۰)، سنجاقک های برکه سبز (۱۳۸۹)، بادهای بهاری (۱۳۸۸)، نسکافه داغ داغ (۱۳۸۵)، سرود تولد (۱۳۸۳)، آدمک ها (۱۳۸۰)، تنها (۱۳۷۶)، توطئه (۱۳۷۴)، ضربه طوفان (۱۳۷۲) و عشق من شهر من (۱۳۷۰)

نویسنده: رویای سهراب (۱۳۹۷)، پل سفید (۱۳۷۴)، آفتاب، مهتاب، زمین (۱۳۹۱)، سنجاقک های برکه سبز (۱۳۸۹)، نسکافه داغ داغ (۱۳۸۵)، سرود تولد (۱۳۸۳)، آدمک ها (۱۳۸۰)، تنها (۱۳۷۶)، توطئه (۱۳۷۴)، آسمان آبی مادرم (۱۳۷۴)، بازگشت (۱۳۷۴)، پرواز بادبادکها (۱۳۷۴) و بادهای بهاری (۱۳۷۴)

تهیه کننده: پل سفید (۱۳۷۴)، آسمان آبی مادرم (۱۳۷۴)، بازگشت (۱۳۷۴)، آفتاب مهتاب زمین (۱۳۷۴)، پرواز بادبادک ها (۱۳۷۴)، سنجاقک های برکه سبز (۱۳۸۹)، بادهای بهاری (۱۳۷۴)، دویدن در میان ابرها (۱۳۸۷)، نسکافه داغ داغ (۱۳۸۵)، آدمک ها (۱۳۷۴) و تنها (۱۳۷۶)

تدوین: نسکافه داغ داغ (۱۳۸۵) و سرود تولد (۱۳۸۳)

طراح صحنه و لباس: سرود تولد (۱۳۸۳) و تنها (۱۳۷۶)

جوایز فیلم «آفتاب، مهتاب، زمین»

– سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه از بخش بین المللی سی و یکمین جشنواره فجر
– سیمرغ بلورین بهترین فیلم از بخش استانی سی و یکمین جشنواره فیلم فجر
– لوح تقدیر ستاد اقامه نماز، بهترین فیلم دینی از بیست و هفتمین جشنواره کودک و نوجوان اصفهان
– تقدیر شده در فستیوال بمبئی بخش نمایش برترین فیلم های جهان

حاشیه های فیلم «آفتاب، مهتاب، زمین»

به گفته «شهاب نوروزیان» مدیر تصویربرداری این فیلم، به دلیل حساسیت کارگردان درباره رابطه لنز و دوربین، فیلمبرداری این اثر چهار ماه به طول انجامید.

به گفته علی قوی تن، کارگردان فیلم، از آن جایی که کار کردن با کودکان قدری زمان بیشتری را می طلبید، مدت فیلم برداری طولانی شد. همچنین وضعیت آب و هوایی در لوکیشن فیلم متغییر بود و گاهی گرم و گاهی ابری بود؛ در نتیجه تمامی این مشکلات باعث شد تا روند فیلمبرداری مقداری به طول انجامید.

0
اشتراک‌گذاری

ارسال پاسخ