کوه تیوان با ارتفاع 2550 یکی از قلل زیبای شهرستان درگز می باشد که در پارک ملی تندوره واقع شده است. تندوره دومین پارک ملی ایران پس از پارک ملی گلستان است. پارک ملی تندوره در شمال شرقی ایران و نزدیک ترکمنستان در 37 درجه و 29 دقیقه تا 37 درجه و 33 دقیقه عرض جغرافیایی و 58 درجه و 33 دقیقه تا 58 درجه و 54 دقیقه طول جغرافیایی واقع شده ‌است.

برنامه کوهستان این هفته (پنجم و ششم اردیبهشت 92) من و دوستانم آقایان عباسیان و الله یاری صعود به قله تیوان درگز بود. برنامه ای که دو هفته قبل تصمیم به اجرای آن گرفته بودیم. صبح ساعت 6 صبح زنگ گوشی تلفن همراهم به صدا در آمد و صدایی آن طرف خط میگفت جیگرطلا آماده ای؟ گفتم سر بزرگراه میثاق می بینمت پسر!

با اینکه دیشب دو ساعت بیشتر نخوابیده بودم و حسابی خسته بودم ولی هم صحبتی گرم و صمیمی با دوستان اجازه نمی داد پلک هایم برروی هم قرار بگیرند. سفر ما با ماشین شخصی انجام شد و لذت های خاص خود را داشت. در طی مسیر راجع به برنامه های آینده مان صحبت کردیم و از جاده زیبای درگز لذت بردیم. ساعت 9 صبح گردنه تیوان بودیم. هدف ما این بود که دیداری با دوستان امداد و نجات و هلال احمر تیوان داشته باشیم و صبحانه را نیز با آنها میل کنیم.

نیم ساعت بعد با خداحافظی از دوستان مان گام های نخست صعود را برداشتیم. هوا فوق العاده خوب ولی کمی سرد بود. من به همراه تیم منتخب خراسان رضوی در دی ماه 91 برای برگزاری اردویی یک و نیم روزه به منظور آماده سازی تیم به منطقه تندوره و قله تیوان آمده بودم (گزارش را اینجا ببینید) ولی چون صعودمان شبانه و در هوایی طوفانی و برفی انجام شد چیز زیادی از مسیر مشاهده نکردم. اکنون فرصت خوبی بود تا لذت کافی را از منطقه برده و مسیر را بخوبی تماشا کنم. مثل همیشه دوربین به دست آماده عکاسی هم بودم.

نزدیک قله بودیم که یک گروه 3 نفره از بچه های باشگاه احد مشهد را نیز مشاهده کردیم که برنامه آنها صعود به قله نبود. آنها پیمایش دره دربادام قوچان تا زیارتگاه علی بلاغ درگز را در برنامه داشتند. پس از مدتی هم مسیر بودن با آنها خداحافظی کرده و مسیر خودمان را به سمت قله ادامه دادیم. ساعت 12 بعد از حدود 3 ساعت کوهنوردی به قله رسیدیم. هوا آفتابی بود و باد شدیدی می وزید. کنار چند بوته و درخت ارس که بالای قله وجود دارند پناهگاه خوبی بود تا کمی بنشینیم و چیزی بخوریم. پس از بیست دقیقه چند عکس یادگاری گرفتیم و مسیر برگشت را در پیش گرفتیم.

روز بسیار خوبی بود. در ادامه برای استراحت توقف کوتاهی کردیم و زیر درخت زیبایی نشسته و گلویی تازه کردیم و گرم صحبت شدیم. بعلت کمبود خواب دیشب و فعالیت امروز کمی خوابم برد که با سوت آقای الله یاری بیدار شده و به راه خودمان ادامه دادیم. در مسیر برگشت یک قارچ بزرگ و سفید پیدا کردم. مردم کرمانج درگز به این نوع قارچ “کفکارک هلز” می گویند. قارچی که فوق العاده خوشمزه است. از شانس بد ما قبل از ما کسانی مسیر را از وجود قارچ ها پاک کرده و همه را جمع کرده بودند.

ناهار را در کنار دوستان هلال احمر خوردیم و پس از گرفتن چند عکس یادگاری و رد و بدل کردن شماره تلفن و ایمیل و اکانت فیس بوک های یکدیگر راهی مشهد شدیم. جا دارد همین جا از همکاری و مهمان نوازی دوستان درگزی ام تشکر کرده و برای ایشان آرزوی موفقیت و سلامتی داشته باشم.