صعود به قله جوپار (سه شاخ بزرگ)

بنا به تقویم کارگروه هیمالیانوردی خراسان رضوی، اردوی تیم منتخب کوهنوردی استان از تاریخ 92.2.18 لغایت 92.2.21 در منطقه جوپار کرمان برگزار شد.

طبق صحبت های آقای کدخدایی (سرپرست تیم) در ایستگاه راه آهن مشهد اهداف اردوی مذبور این گونه عنوان شد:
1. بررسی توانمندی روانی، فنی و جسمانی اعضاء
2. سرعت عمل و جسارت
3. تبعیت از سرپرستی
4. همطنابی و عبور از دهلیزهای برفی و سنگی با ابزار و کرامپون

قطار مشهد – کرمان قرار بود ساعت 11 حرکت کند. همگی اعضای تیم یک ساعت و اندی قبل از حرکت قطار در سالن انتظار ایستگاه راه آهن بودیم. آقای کدخدایی علاوه بر اهداف اردو نکات دیگری را راجع به این برنامه و برنامه های کلی تیم متذکر شدند. کل افرادی که در این برنامه شرکت داشتیم شامل 10 نفر آقا و 5 نفر خانم می شدیم. من به همراه آقای علی نیکبخت درگزی های حاضر در این اردو بودیم.

قطار راه افتاد و ایستگاه ها و شهرها را یکی یکی پشت سر گذاشت. توی چند تا ایستگاه پیاده شدیم و خریدی کردیم و هوایی عوض کردیم. چند تا کتاب با خودم برداشته بودم تا در طی مسیر بخوانم. کتاب هنر زنده ماندن در طبیعت و رمان کافه پیانو. با وجود اینکه همه اعضای تیم توی یک کوپه نبودیم ولی ارتباط با همگی آنها در این 18 ساعت برقرار بود و به همگی آنها سری زده و گپی زدم. به جز عماد که هم تیمی ام بود دو نفر دیگر توی کوپه ما بودند دو آقا که یکی کرمانی بود و دیگری نیشابوری. از آقای کرمانی اطلاعات زیادی راجع به کرمان بدست آوردیم.

معرفی منطقه: کمتر کوهنوردی است که با نام جوپار، این رشته کوه باعظمت و باصلابت مرکزی ایران آشنایی نداشته باشد. رشته کوهی با دیواره های بلند و دهلیزهای مخوف که وصف آن تنها پس از دیدارش مقدور است. رشته کوه های جوپار با قسمتی نعلی شکل در 30 کیلومتری جنوب شهر کرمان واقع شده است. برف های قلل آن تا نیمی از سال قابل رویت است. جبهه شمالی این کوه که ستیغ ها و قلل بلند آن نمودی بسیار زیبا دارد، بیش ترین برف را در خود نگاه داشته و بنام کاسه سه شاخ معروف است.

این کاسه محل صعود اکثر قله های منطقه است و صعود خط الراس جوپار را باید مشکل ترین صعود در خط الراس کوه های ایران نامید، زیرا تمامی قله ها بصورت ستیغ های بلند، با گسستگی های عمیق از یکدیگر واقع شده اند. در رشته کوه جوپار به استثناء تافک سفید و کیل جلال، آن هم از یک جبهه، مابقی قلل با روش سنگ نوردی طبیعی و گاه با حمایت صعود می شوند.

صبح روز بعد ساعت 5 صبح به ایستگاه راه آهن کرمان رسیدیم. اولین چیزی که تعجب مرا به همراه داشت بارش باران بود زیرا طبق پیش بینی های سایت های هواشناسی بارانی در کار نبود و همچنین اصلا فکر نمی کردم در این موقع سال توی استان کویری کرمان باران ببارد. حدود نیم ساعت منتظر بودیم تا مینی بوس رسید. قبل از اجرای برنامه هماهنگی های لازم با هیات کوهنوردی کرمان انجام پذیرفته بود و تیم در ساعت 6 صبح روز پنجشنبه در معیت آقای رضا کاظمی دبیر هیات کرمان عازم منطقه شد.

ساعت 9 صبح از نقطه رهایی به طرف دره قناقستان و در ادامه به سوی «راهروی رجب» یا «تنگه رجب» حرکت کردیم. از داخل دره رودخانه ای به نام رودخانه سفید عبور می کند که آنروز بعلت بارندگی و آب شدن برفها آبش گل آلود بود. از انتهای دره بایستی به سمت راست تغییر مسیر داد و حرکت را با عبور از شیب بسیار تندی که دارای پلکان هایی است ادامه داد. در اینجا لازم بود حدود 25 متر را سنگنوردی کنیم. این پلکان ها توسط کوهنوردان کرمانی بر روی شیب سنگی نصب شده اند. باران کماکان ادامه داشت و اکثر بچه ها خیس شده بودند.

شیب بالای راهرو را نیز به خوبی طی کردیم و به بالای تپه رسیدیم و سپس به سر یال مشرف به «دره خرپران» یا «خندق خرپران» رسیدیم. نظم خوبی بر تیم حاکم بود و آقای کدخدایی به عنوان سرپرست با همکاری و هماهنگی مربی تیم آقای اکبری این نظم را برقرار کرده بودند. همه اعضای تیم سرحال و شاداب بودند فقط یکی از خانم ها کمی دچار مشکل شده بود که توسط پزشک تیم (دکتر سعادت) درمان شد و جهت رعایت حال ایشان به دستور سرپرست وسایل ایشان بین اعضای گروه تقسیم شد.

نام گذاری دره خرپران به این دلیل است که: در قدیم از این مکان برای شهر کرمان با الاغ برف می بردند تا در تابستان با آن برای اغنیا بستنی درست کنند و ظاهرا بسیاری از الاغ ها در اثر سنگینی بار و پرتگاهی بودن مسیر … پرت می شده اند. البته از بالای این خندق (در جهت غرب) راه مالرویی وجود دارد که چوپانان گوسفندانشان را از آن بخش رد می کنند. برای عبور کوهنوردان از آن سیم بکسلی نصب شده است تا بدون خطر و راحت تر از آن گذر کنند. پس از گذر از خندق و پیمایش نیم ساعته مسیر به محل جانپناه اول جوپار رسیدیم که همچون رصدخانه ای در محلی مشرف به خط الراس جوپار قرار گرفته است.

پوشش گیاهی و جانوری منطقه جوپار: از حیوانات و پرندگان منطقه جوپار می توان کل و بز کوهی در گله های بزرگ، روباه، عقاب، موش صحرائی، کبک، تیهو، خرگوش و پلنگ و نمونه های دیگر را نام برد. از گیاهان منطقه علاوه بر ارچن که گاه بصورت جنگل های منفرد قسمت هائی از کوه را فرا می گیرند، می توان به آنغوزه، درمنه، کهکم و زیره اشاره نمود. گیاهان دارویی فراوانی از کوه جوپار به دست می آید مانند آلاله؛ آویشن؛ مرزن جوش و از همه مهمتر زیره سیاه. که زیره معروف کرمان است.

از ابتدای حرکت تیم تا رسیدن به نزدیکی های جان پناه اول هوا بارانی و مه آلود بود و بارش باران همچنان ادامه داشت. همان هوایی که عاشقش هستم. با رسیدن به جانپناه و پایان بارندگی در کنار جانپناه توقف کردیم تا با آتشی که برپا کردیم لباس هایمان را خشک کرده و ناهار را نیز صرف کنیم. از آنجا که تا رسیدن به محل کمپ آب نیز در دسترس نبود به همراه آقای تیموری و عباسیان مامور شدیم تا برای همگی اعضای تیم از چشمه ای که حدود دو کیلومتر آنطرف تر بود آب تهیه کنیم.

بعد از حدود 2 ساعت توقف مجددا به مسیر خود ادامه دادیم. مقداری از مسیر جانپناه اول تا ابتدای قیف مصیبت را بعلت وجود مه غلیظ کمی سردرگم شدیم ولی آقای کاظمی مجددا راه را پیدا کرده و مسیر درست را پیمودیم. قبل از غروب آفتاب در ابتدای «قیف مصیبت» برای برپایی کمپ توقف کردیم. آقای سعادت پزشک تیم وضعیت کلی اعضاء تیم را بررسی کرد. مشکلم را با ایشان در میان گذاشتم و ایشان به من داروهایی برای تسکین درد زانوی پای راستم دادند. بعد از برنامه دو روزه پارک ملی تندوره که زانوی راستم کمی آسیب دیده بود هیچ گونه استراحتی به آن نداده بودم هم چنین طی این مدت یکماهه هر هفته به مناطق بالای 2500 متر رفته بودم. مخصوصا برنامه هفته قبل صعود به قله بردو تربت جام که وضعیت زانویم را بدتر کرده بود و این نگرانی ام را بیشتر می کرد.

با رفتن مه و نمایان شدن منطقه و قله های نوک تیز و پر از برف منطقه جوپار شور و اشتیاقی بین بچه ها راه افتاد. من برای عکاسی به بیرون از چادر آمدم و با چند نفر دیگر شروع به عکاسی کردیم. از فضای بسیار زیبای منطقه جوپار با آب و هوایی بسیار بهاری اش سرمست شدیم و با شروع شب پس از خوردن شام به استراحت پرداختیم.

جلوه های طبیعی منطقه جوپار: از فراز قله جوپار می توان قلل پلوار، هزار، لاله زار، پرعشق، کوشاه، سیمک، و بسیاری از قلل دیگر کرمان را مشاهده کرد. در منطقه کرمان چندین ارتفاعات شاخص بالای 4000 متر وجود دارد که شامل هزار به ارتفاع 4501 متر، لاله زار 4351 متر، کوشاه 4349 متر، سرمشک 4050 متر، پلوار 4233 متر و جوپار (سه شاخ یزرگ) 4137 متر هستند. ستیغ های این رشته کوه از هر جبهه نمائی مخصوص به خود دارد. از بخش ماهان با ویژگی خاص از روستای سه کنج در غروب آفتاب، نمائی رویائی و افسانه ای از روستای بهرامجرد، پر صلابت و سرکش، از روستای قنات غستان در اردیبهشت ماه همچون رشته کوه آلپ و از بخش جوپار در فروردین ماه بسیار با عظمت و زیبا می نماید.

ساعت 5:30 صبح روز بعد حرکت تیم از ابتدای قیف مصیبت آغاز شد. شاید نامگذاری این نقطه بخاطر این باشد که واقعا حرکت درون آن مصیب بار و مشکل است. شیب قیف بسیار زیاد است و در پاره ای از جاها به 80 درجه می رسد. آموزش های اردوهای گذشته تیم به همه اعضاء اجازه می داد تا با توانمندی بالایی قیف را طی کرده و پشت سر بگذارند. در اواسط قیف به یک تیم از کوهنوردان شهرستان بم رسیدیم که ساعتی قبل از ما حرکت کرده بودند. برفکوبی قسمت های مشکل قیف عملا نصیب ما شد. خوشبختانه با مصرف داروها و استراحت دیشب زانویم مشکل خاصی نداشت و توی برفکوبی بیشتر مسیر شرکت فعالی داشتم.

برای عبور از قیف مصیبت کماکان بایستی مصیبت کشید. اینجا دیگر با دست به سنگ شدن بایستی از سنگها و صخره ها گذشت. بنا به تصمیم سرپرست و آقای جواد اکبری (مربی تیم) تصمیم بر این شد که حرکت همچنان با کرامپون باشد. صدای برخورد نیش های کرامپون در لابلای گیره های و صخره ها سکوت درون قیف را می شکست. پس از چند فراز و نشیب و عبور از صخره های پوشیده از برف به پناهگاه دوم و پس از آن به محلی بنام چار گردنه (چهار گردنه) رسیدیم. پس از چار گردنه دره ای دیگر وجود دارد بنام “شاخ شکسته جوپار” یا “برفچال شاخ شکسته” که طولش کمتر ولی شیب اش به اندازه قیف مصیبت است. بچه ها به شوخی می گفتند اگر آن قیف مصیبت بود پس این یکی وامصیبتا است. برفچال شاخ شکسته دارای شیبی حداقل 75 درجه است.

تیم گروه کوهنوردی فراز بم بسیار عقب تر از تیم ما همچنان فراز و نشیب های پشت سر را طی می کرد و ما نیز پس از کش و قوس های فراوان بر فراز یالی رسیدیم که قله سه شاخ بزرگ جوپار از آنجا معلوم بود. مسیر بسیار سنگی و صخره ای بود. دستور حرکت داده شد من جلوتر از بقیه بودم و دوربین به دست مشغول عکاسی و برفکوبی. صدای کرامپون ها همچنان بر روی سنگ ها شنیده می شد و تیم با تمام نیرو و بدون خستگی به سوی قله در حرکت بود. از بالای صخره های عظیم زیر قله آب باران شرشر می ریخت و صحنه های زیبایی را پدید می آورد.

لوازم و نکات لازم برای صعود به سه شاخ بزرگ: 1. حضور راهنما الزامی است 2. وجود یک نفر آشنا به مسائل سنگنوردی 3. تمام افراد گروه باید با صعود و فرود با حمایت آشنا باشند 4. تمام افراد گروه باید گره بولین سینه و حمایت روی بدن آشنا باشند 5.طناب انفرادی حداقل هر دو نفر یک حلقه 6. لباس گرم (به علت افت دما در شب) 7. کفش مناسب (مسیر کوهپیمایی تا قله طولانی است بنابراین احتمال تاول زدن پا وجود دارد.)

ساعت 11 صبح بر فراز قله زیبای سه شاخ بزرگ رسیدیم. صعود خود را با سلام خاصه حضرت علی ابن موسی و دعای فرج امام زمان (عج) و سرود ای ایران جشن گرفتیم و همگی در آغوش همدیگر قرار گرفتیم. دوربین ها آماده عکاسی شدند. در آن سکوت زیبا صدای فلاش دوربین امید مثل گلنگدن اسلحه به گوش می رسید. عکسها گرفته شد و مثل همیشه هر آنچه از خوراکی ها در کوله ها بود دست به دست شد و بین همه تقسیم شد.

بر روی قله توقفی نیم ساعته داشتیم، خودم به شخصه احساس می کردم اینجا هیمالیاست احساسی که همه داشتند و واقعا اینجا هیمالیاست … هیمالیای ایران! غرق در زیبایی های منطقه بودم و عکس می گرفتم. آخرین نفری بودم که از قله برگشتم زیرا چند تا عکس نیز از تیم بم گرفتم.

قله سه شاخ بزرگ قله ای است نیمه فنی، زیبا، متفاوت با دیگر قله ها. کوه جوپار، در جنوب شهر جوپار از شهرستان کرمان و در 43 کیلومتری جنوب شرقی کرمان قرار دارد. ارتفاع این کوه 4137 متر است که به دلیل ستیغ‌ ها و دیواره‌ های زیبای آن و نیز چشم اندازهای دیدنی و یخچال ها به آلپ ایران شهرت یافته ‌است برف‌های این کوه حتی در تابستان نیز آب نمی‌شوند.

وقتی به بچه ها رسیدم مربی تیم آقای جواد اکبری با فاصله حداکثر 20 متر زیر قله بعلت گیر کردن کرامپون در لابلای سنگی به پایین پرت شده بود بلافاصله سرپرستی از پزشک تیم خواست تا وضعیت مصدوم را بررسی نماید. چند دقیقه بعد آقای تیموری (امدادگر تیم) نیز رسید و درمان های اولیه، بررسی موضع مصدومیت، سرد کردن زانو و بی حرکت کردن مصدوم انجام گرفت. بچه ها ناچار شدند بخاطر ریزش سنگ ها که از بالا وجود داشت مصدوم را جابجا کنند که این کار با دقت بسیار انجام گرفت. تزریق دو آمپول باعث شد درد کمی تسکین یابد. تیم امداد شامل دکتر، امدادگر و امید اکرمی (مسئول ارتباطات و هماهنگی) تشکیل شد. دیگر اعضاء تیم بدون اینکه وارد صحنه شویم چند متر جلوتر و با آرامش کامل منتظر دستور سرپرست بودیم.

به دستور سرپرست، تیم بانوان به سرپرستی خانم وفادارنیا و تیم آقایان به سرپرستی آقای نیکبخت مسیر برگشت را در پیش گرفتیم. ادامه مسیر فقط تا سر یال روبرویی بود و پس از رسیدن به آنجا که آقای کاظمی نیز منتظرمان بود توقف کردیم تا دستور بعدی برسد. آقای کاظمی به محض اطلاع از حادثه با آقایان باقری، آقای سام زاده (مسئول امداد و نجات هلال احمر کرمان) و آقای عاشری (از اعضای امداد و نجات کرمان) تماس گرفته و تقاضای امداد کردند. تماس ها برای کارهای امداد ادامه یافت، هلال احمر کرمان امکان امداد هوایی نداشت چون هلی کوپر امدادشان برای تعمیرات به تهران اعزام شده بود ولی سه نفر امدادگر (آقایان: پورشیخعلی، رضایی و محمدخانی) اعزام کردند. با پیگیری های آقای کاظمی با هلال احمر کرمان و هماهنگی های آقای کدخدایی با هلال احمر خراسان رضوی در نهایت هلی کوپتری از شیراز به پرواز درآمد تا عملیات امداد را انجام دهد.

آقای امید اکرمی مسئول ارتباط با آقای مذهبی و هماهنگی های لازم شد، آقای رشیدی (سرپرست تیم بم) نیز سرپرستی تیم بم را به فرد دیگری سپرد تا به جمع سه نفره تیم امداد ما بپیوندد. با تثبیت شدن مصدوم و آتل بندی زانو تیم امداد نیز به آهستگی به پایین حرکت کردند. روحیه بچه ها بسیار خوب بود و نشانی از استرس و مورد غیرطبیعی در تیم احساس نمی شد. با پیوستن آقای کدخدایی به ما، مجددا مسیر برگشت را در پیش گرفتیم. هوا بسیار مساعد بود و خبری از باد و مه نبود. این امیدواری ما را برای عملیات امداد بیشتر می کرد چون هلی کوپتر در هوای مه آلود پرواز نمی کرد و فقط تا ساعت 5 اجازه پرواز در منطقه داشت و با تاریکی هوا به آشیانه باز می گشت.

در ابتدای شیب برفچال شاخ شکسته (وامصیبتای خودمان) آقای زمانیان با یک حلقه طناب در بالای قیف مستقر شد تا جای خود را با آقای تیموری که تا این نقطه می بایست کار امداد و حمل مصدوم را انجام دهد عوض کند. انتقال مصدوم در این نقطه بایستی حتما با ایجاد کارگاه و حمایت انجام می گرفت که این کار نیز با موفقیت انجام گرفت. برای یکدست شدن تیم در جانپناه دوم مدتی توقف کردیم تا همگی بچه ها برسند. فاصله گرفتن بچه ها از یکدیگر دلیل داشت و آن سرازیری شدید شیب بود که باعث شد عده ای با احتیاط فرود بیایند، عده ای به سرعت و عده ای با از دست دادن تعادل شان سر خوردند و پایین آمدند.

بهترین مکان فرود بالگرد چارگردنه بود. به وسیله جی پی اس مختصات محل تعیین و به هلی کوپتر که از شیراز به طرف کرمان و جوپار پرواز کرده بود داده شد. ساعت حدود 5 بعدازظهر با تلاش گروه امداد تیم، مصدوم به نقطه موردنظر رسید و همزمان صدای پروانه های بالگرد بر فراز قیف مصیبت فریاد شادی بچه ها را به اوج رساند. دست ها برای شکرگزاری به سوی آسمان بلند شد. چند دقیقه بعد نیز مجددا صدای هلی کوپتر و دور شدنش نشان از موفقیت عملیات امداد هوایی داد. کرامپون ها را باز کرده و به داخل چادرها خزیدیم.

بعد از گذشت 2 ساعت از بازگشت تیم به کمپ، تیم هلال احمر کرمان شامل 3 امدادگر به همراه کمک های اولیه و بسکت از کرمان به محل کمپ ما رسیدند. که جا دارد بنده به نوبه خودم همین جا از ایشان تشکر کنم. امیدوارم روزی بتوانیم محبت های ایشان را جبران کنیم. شب را به همراه دو نفر از بچه های امداد کرمان در چادر من و در ابتدای قیف مصیبت به سر کردیم. ساعت 4 صبح روز شنبه با جمع کردن کمپ مسیر برگشت را در پیش گرفتیم. به کنار آب که رسیدیم بساط صبحانه را پهن کردیم هر کسی مختصر خوردنی از کوله بیرون آورد و هنگامی که سرجمع شان کردیم صبحانه مفصلی شد. جای شما خالی! قبل از رسیدن به نقطه رهایی آقای کاظمی دبیر هیئت کرمان که محبت های بی دریغش در این برنامه قابل ستایش و قدردانی است از ما جدا شدند تا بهمراه تیم هلال احمر به شهر برگردند. تشکر و قدردانی ویژه ای هم از ایشان دارم. خیلی خوشحالم که با ایشان و بچه های امداد کرمان آشنا شدم باعث افتخارم بود که همراه ایشان در جوپار بودم.

با رسیدن به مینی بوس لباس هایمان را عوض کرده و راهی کرمان شدیم. آقای اکبری نیز از بیمارستان مرخص شده بود و قبل از حرکت قطار به ما ملحق شد. صحبت های پایانی آقای کدخدایی را در نمازخانه و سالن انتظار ایستگاه کرمان شنیدیم. سوغاتی ها خریده شد و آماده حرکت شدیم. در مسیر برگشت داخل قطار لحظات خوبی را کنار بچه ها سپری کردیم و خیلی خوش گذشت.

17
اشتراک‌گذاری

58 دیدگاه

  1. محسن

    با سلام
    میثم جان عکس ها را با دقت نگاه کردم و مطالب را هم خووندم بسیار جالب و زیبا بوده کار شما. امیدوارم همیشه موفق باشید.

  2. ابوذر

    دمتون گرم. خوش به حالتون

  3. سیمین نوری

    سلام آقای رودکی. خدا قوت. گزارش خوب و عکس های زیبایی گذاشتید لذت بردم. برای شما و تیم کلونی استان آرزوی موفقیت و سلامتی دارم و امیدوارم به بلندترین و زیباترین قله ها صعود کنین. شاد باشید…

  4. مستانه منصوری

    “نام گذاری دره خرپران به این دلیل است که: در قدیم از این مکان برای شهر کرمان با الاغ برف می بردند تا در تابستان با آن برای اغنیا بستنی درست کنند و ظاهرا بسیاری از الاغ ها در اثر سنگینی بار و پرتگاهی بودن مسیر … پرت می شده اند.”
    خیلی جالب بود.

    • نیما

      ممنون خانم منصوری از به اشتراک گذاشتن این مطلب، برای بنده که خیلی جالب بود

  5. مهوش

    آب در عين نرمي و لطافت در مقايسه با سنگ، به مراتب سرسخت تر و در رسيدن به هدف خود لجوجتر و مصم تر است. پس برای رسيدن به هدف همانند آب باش. موفق و پيروز باشي ميثم جان

  6. امیر محمددوست

    با آرزوی سلامتی برای میثم عزیز و دوستان همنوردش.
    گزارش جالب و مفیدی است که با عکسهای زیبایش خواننده را بر فراز جوپار زیبا میبرد. آقای رودکی، بنابراین تیم امداد کرمانیها چند ساعتی پس از پرواز هلی کوپتر به شما رسیدند. آیا چنین است؟

  7. برات

    ته دراندیه لو !!!!

  8. سینا

    گزارش بسیار خوبی بود. خدا قوت
    همیشه صعودهای جوپار سرشار از استرس و هیجانِ شیرینه و لذت یک صعود برون مرزی رو به آدم میده!
    میثم جان همیشه شاد و سربلند باشی و امیدوارم در برنامه های آتی مثل همیشه موفق باشی دوست خوبم

  9. نقاب کوهستان

    بادرود فراوان. فوق العاده بود هم گزارش کامل و مفید از منطقه هم عکس های زیبا. امیدوارم بتوانم در آینده به آن قله زیبا بیایم. با تشکر از شما

  10. باربیزون

    سلام آقای رودکی
    خسته نباشید خدا قوت.
    سئو یعنی چی؟

  11. باربیزون

    گزارشتون خیلی آموزنده بود بخصوص برای من که اسم چوپار و تصاویرش برام ناآشنا بود.
    ممنونم

  12. رضا

    سلام
    ارتفاع کوه ها را اشتباه ذکر کرده اید: هزار 4501 متر – کوه شاه 4349 متر – سه شاخ بزرگ جوپار 4135 متر
    دره رجب درست نیست و راهرو رجب درست است و همان جایی است که پلکان ها نصب شده اند.
    علت گل آلود بودن رودخانه باران نیست. عمدا اهالی آب را گل آلود می کنند تا کمتر در شن ها فرو برود.
    چال گردنه صحیح نیست و چار (چهار) گردنه درست است.
    برف های این کوه در تابستان تا ذره آخر آب می شوند. قبلا یخچال کیش داشته ولی این روزها با خشکسالی ها خیر.
    شیب وامصیبتا شما همان شاخ شکسته جوپار است البته برفچال شاخ شکسته.
    پیروز باشید

  13. جودکی

    کوه گر روشن و گر تاریک است – تا بخواهی به خدا نزدیک است
    درود بر شما… موفقیت شما آرزوی ماست

  14. فرهاد نامداری

    درود بر شما
    گزارش بسیار عالی و صعودی زیباتر و اردوی کاملی پیش رو داشته اید.امیدوارم به اهداف والاترتان دست یابید.

  15. سعید

    با عرض سلام و ارادت
    تصاویر و گزارش آن بسیار عالی بود. برای شما و سایر همنوردان آرزوی توفیق روز افزون دارم.

  16. عباس ایلاقی

    خسته نباشید
    امید که دیگر هیچ حادثه بدی برایتان اتفاق نیفتد

  17. لیلا صالحی

    جناب رودکی: گزارشتون خیلی عالی و کامل بود حادثه در کوه اجتناب ناپذیر است اما سعی بر آن است که آن را به حداقل برسانیم و نقاط ضعف را قلبا بپذیریم تا از اتفاقات بعدی جلوگیری شود
    آرزویم موفقیت روزافزون شما همنوردان گرامی می باشد. سرفراز و پاینده باشی

  18. حسام

    گزارش زیبایی بود از صعود به آلپ ایران! ممنون از زحماتتون.

  19. محدثه

    گزارش خیلی کامل و خوبیه دایی جونم. امیدوارم موفق باشی و هرچه زودتر گزارش فتح هیمالیا رو ازت ببینم. بووووووووووووس

  20. پرویز ظفراللهیاری

    درود بر تو شیرمرد و مرد کوهستان. من یقیین دارم که شما از افراد منتخب جهت اعزام به هیمالیا خواهید بود. پیوسته استوار و برفراز باشید.

  21. عيسى

    درود جناب رودکى …
    خسته نباشید و با آرزوى اینکه در آینده شاهد حداقل حوادث باشیم. سبز بمانید …

  22. کلماتی از یک کوهنورد

    سلام جالب بود اردوهای زیادی با حادثه همراه هست چرا این چنین اتفاقاتی باید رخ دهد این جای صحبت های زیادی دارد که در این مقوله وقت کم هست

  23. کلماتی از یک کوهنورد

    با درج مطالبی که دوستان برای شما نوشتن میشه پی برد که کسی گزارش شما رو مطالعه نکرده فقط به دلیل طولانی بودن گزارشتون هست میشه تیتر مطالب رو میشه در صفحه اول گذاشت بقیه مطالب رو در ادامه مینوشتید این طوری همه متوجه میشدند که براتون بنویسند ولی اکثر دوستان گزارش شما رو مطالعه نکرده و نوشتند عالی بود یا خسته نباشید یا موفق باشید و از ای حرفا

    • سينا

      مرتضی جان ما که مطالعه کردیم. البته موافق هستم که نظرات تخصصی کمتر بیان شده که همانطور که گفتی مجال نیست! تشکر ها هم به خاطر همین توضیحات و گزارش کامل هستش!
      به نظر من یک اتفاق خیلی مثبت در این برنامه افتاده البته طبق نقل قول میثم جان! اون هم رفتار حرفه ای بعد از بروز حادثه است که واقعا با این چیزی که بیان شده، باید به همه دوستان دست مریزاد گفت و امیدوار باشیم که هیچگاه این چنین حوادثی بروز نکنه اما اگر اتفاق افتاد، که اجتناب ناپذیر هم هست، باید یک همچین رفتاری داشت… برای بررسی عملیات نجات هم اینجا مجالش نیست و باید مفصل بحث کرد البته من با دوستانم در کرمان راجب این حادثه صحبت داشتم که خوب، تجربه و عملیات خوبی بوده

  24. مرتضی

    زنده باشی

  25. باربیزون

    سلام
    چه جالب خیلی خوشحال شدم … منم کرد هستم. مهابادی هستم از شهرهای استان آذربایجان غربی.

  26. مریم الهی

    سلام خسته نباشید برای تیم تون ارزوی موفقیت میکنم

  27. الهام مختاری

    سلام
    گزارش بسیار خوب و کاملی بود
    امیدوارم که همنوردان پیروز و موفق باشند
    مطالبی خواندم در برخی تارنگار ها که باعث تاسف است چون با وجود این همه نقطه ی قوت در این اردو فرد منتقد تنها به یکی دو نکته ی پیش پا افتاده اشاره کرده
    امیدوارم همیشه پایا باشید و سرفراز

    • این افراد سابقه دیرینه ای در خراب کردن خراسانی ها دارند. همان چند نکته ای که اشاره کرده اند هم با نهایت بی رحمی و بی انصافی بیان شده است. ولی انتقاد باعث پیشرفت است و من به نوبه ی خودم از ایشان متشکرم. وقتی کسی از روی حسادت مطلبی بیان می کند تا طرفش را خراب کند خودش اعتراف می کند که طرفش بهتر از اوست.

  28. قاسم

    موفق باشی همیشه میثم جان برای تیم هم آرزوی موفقیت و پیروزی دارم مخصوصا جناب کدخدایی عزیز

  29. هورامان هانه‌به‌رچه‌م

    سلام و سپاس از شما بابت این مطلب زیبا و شایسته؛ مایه بسی افتخار است درود براستاد کرمانج و کوهنورد نستوه.

  30. حسام

    آقای مرتضی صالحی عزیز. اینکه کسی از این گزارش تعریف کرده لزوما به معنی نخواندن گزارش نیست. شاید کسی به هر دلیل تمایلی به نقد یک گزارش نداشته باشد. به هر حال من به سهم خودم امیدوارم با به کار گیری اصول و الفبای کوهنوردی کمتر شاهد این اتفاقات باشیم.

  31. عباس ایلاقی

    نوشتین با پیگیری های هلال احمر خراسان رضوی و دستور هلال احمر تهران در نهایت هلی کوپتری از شیراز به پرواز درآمد تا عملیات امداد را انجام دهد.
    پس کرمان چی؟
    میدونستید معاون امداد کرمان خود شخصا توی اون هلیکوپتر بوده؟ این نشون میده که هلال احمر کرمان در این امداد نقش بسیار موثری داشته لطفا از قلم نندازید

    • اگر گزارش را با دقت بخوانید متوجه می شوید که نقش کرمانیهای عزیز را به هیچ وجه انکار نکرده ام. ولی کسانی که آنجا نبوده اند و از هیچ چیزی اطلاع ندارند و بی رحمانه لب به انتقاد می گشایند ناخودآگاه خودشان را زیرسوال می برند. در این گزارش چیزهایی را نوشته ام که خود دیده و شنیده ام.

  32. مهوش

    باسلام خدمت دوست عزيز “كلماتي از يك كوهنورد”
    فكر نميكنم نظرتون در مورد نخوندن گزارش ها صحيح باشد چرا كه اغلب دوستان نسبت به گزارش هاي آقاي رودكي ارادت خاصي داشته و از همراهان هميشگي ايشان هستند. گذاشتن نظراتي چون عالي و يا غير نمي تواند دال بر نخواندن قلمداد شود.

  33. فرشته

    واقعا” از خوندن گزارشتون دل نمی کندم. هر چی می خواستم صفحه رو ببندم دلم نمیومد… به یکی از بهترین جاهای دنیا رفتین… خاطرات زیادی برام زنده شد. بهترین و شیرین ترین و بیاد موندنی ترین لحظات عمرم رو تو کوه های کرمان سپری کردم. البته فقط در 2 سال دوره ی دانشجویی. توی اردوهای آمادگی بعدی تون لذت صعود پلوار رو هم از دست ندین. بی نظیره.
    امیدوارم در آینده ای نزدیک بشنویم که افتخار صعودهای هیمالیایی نصیب تون شده. مراقب زانوتون هم باشین

  34. k2

    سلام و دروووووووووووووود فراوان
    گزارش خیلی خواندنی و عکسها عالی بودند امیدوارم که همیشه برفراز باشید و سلامت

  35. k2

    یادم رفت بگم من گزارشو تا آخر خوندم و اصلاً خسته کننده نبود

  36. فرشته احمدیان فر

    راستی به این وبلاگ هم تونستی سر بزن… شاید یکی ازون بچه های امداد محمدحسن بوده (زاغ جوپار).

  37. اسماعیل میلان

    سلام برادر عزیز ما به عزیزانی مثل شما افتخار میکنیم. لطفا به وبلاگ حقیر ما نیز سر بزنید

  38. حمیرا

    همزبان عزیز مطلبتون رو خوندم. به معنای واقعی گزارش بود اگر ممکن باشه خلاصه تر بنویسید تا خوندنش راحتتر باشه. البته سرچ که کردم ایرادات دوستمون وارد بود بااین حال بازهم براتون آرزوی موفقیت دارم.

  39. باران

    علاوه بر اونایی که گفتم عکاس ماهری هم هستی. 20 آفرین پسر گلم موفق باشی

  40. جلال

    میثم جان هر چه می خوام عضو بشم نمیشه!
    چکار کنم؟
    دقیقا راهنماییم کن.
    مرسی

    • اگر منظور شما عضویت در خبرنامه است مراحل زیر را طی کنید:
      1. ابتدا ایمیل خود را در کادر مربوطه وارد کنید و سپس Subscripe یا همان دکمه قرمز پایین کادر را فشار دهید
      2. بلافاصله پنجره ای باز خواهد شد با عنوان Email Subscription Request
      3. کدی هست که باید برای ادامه عضویت در کادر پایین پنجره ای که باز شده است وارد کنید. بعد از وارد کردن کد روی گزینه Compelet … کلیک کنید. و بعد پنجره را ببندید
      4. بلافاصله برای شما ایمیلی ارسال خواهد شد که برای تکمیل و قبول عضویت بایستی روی آن کلیک کنید. این مراحل برای آن است که از عضویت واقعی و بدون مزاحمت یا اسپم جلوگیری شود. پس از آن صفحه ای باز خواهد شد و تکمیل فرآیند عضویت را به شما اعلام خواهد کرد.

  41. رضا کاظمی

    درود بر آقا میثم با این گزارش زیبایتان.
    برای من هم با شما آشنا شدن باعث افتخار است و امیدوارم بتونم بار دیگر در خدمت شما عزیزان باشم.
    به همه دوستان سلام برسونید

  42. بر فراز طبیعت

    باسلام به آقا میثم عزیز
    با عرض پوزش از اینکه خیلی دیر گزارشتون رو خوندم. واقعاً اردوی خوبی داشتین، ولی در این بین خبر حادثه گرچه تجربه خوبیه ولی امیدواریم همچین حوادثی برای هیچ تیمی پیش نیاد.

  43. احسان - فراز بم

    درود بر شما
    گزارش جالب و جامعی بود. امیدوارم دیگه هیچ اتفاقی واسه هیچ کوهنوردی پیش نیاد. ما هم از برنامه، هوای دل انگیز و طبیعت بهاری جوپار لذت بردیم، هرچند خودم فقط تا پناهگاه اومدم چون تجهیزات لازم برای برف را نداشتم. امیدوارم بازهم به استان ما بیایید، خوشحال می شیم.

  44. احسان

    آقای رودکی اگه براتون زحمت نیست لطفا عکسهای سه شاخ جوپار رو به ایمیل من بفرستید. پیشاپیش تشکر
    احسان برجی – گروه کوهنوردی فراز بم

  45. اکرم

    من هم دعای آقا پرویز رو می گم و میگم انشاله. افراد سخت کوش حتما به درجات بالاتر خواهند رسید انشاله که سعی و تلاشتون برای صعودهای بعدی کم نشه. منم آرزوی موفقیت براتون میکنم

  46. هومه

    سلام از بین سه سفرنامه پیشنهادی من ژور را بیشتر پسندیدم
    جوپار خیلی فنی بود و کامل اما سفرنامه ژور توش صفا موج میزد و برام جذابتر بود
    امیدوارم موفق بشید

  47. مهندس

    سلام. بنده اهل کرمان هستم. اما در مورد این کوه اطلاعات کمی دارم. آیا درست است که صعود زمستانه به سه شاخ بزرگ کار فوق العاده دشواری است؟

ارسال پاسخ