نگاهی به جشن های اول تیر و فراموش شده ایران باستان

توسط

“آب پاشونک”، “گوجه عروس”، “گل عروس” و “اول تابستان” جشن هایی هستند که همزمان با اولین روز تیرماه در ایران باستان برگزار می شدند و به مرور زمان فراموش شده اند. “آب پاشونک” در نخستین روز سال گاه شماری و نخستین روز فصل تابستان (برابر با روز یکم تیرماه که خورشید به بالاترین جایگاه خود می رسد.) برگزار می شده است. این جشن هنوز هم در بسیاری از نواحی ایران همراه با گردهمایی و مراسم آب پاشی و آب ریزگان در صحرا برگزار می شود.

در تحقیقی که «بهروز بیگوند» درباره جشن های فراموش شده ایران باستان انجام داده، آمده است: در فراهان و نواحی مرکزی ایران کماکان نام «اول تُوِسّتونی» (اول تابستانی) برای این جشن کهن رواج دارد.

در برخی نواحی خراسان و افغانستان این هنگام را «گوجه عروس» یا «گُل عروس» می نامند و به نوعروسان میوه های نو رسیده، آرد و نبات هدیه می دهند. در این مراسم به نام «گل و گوجه عروس» نورسیده، آرد و نبات هدیه می دهند. این مراسم در خراسان همزمان با فرا رسیدن و به بار نشستن درختان و رسیدن نخستین میوه های درختی برگزار می شود. در این مراسم در روزی تعیین شده بین اهالی روستا، میوه های نوبرانه را همراه با سبزی، کاهو، آرد و روغن در سینی بزرگ چیده و به خانه نو عروسان می برند.

در باور ایرانیان، در چنین روزی گروه زیادی از ایرانیان باستان در راه پاسداری ارزش های میهنی و دینی خود جان خودیش را فدا کرده اند. به همین دلیل در نخستین روز تیر، پرسه همگانی با مراسم ویژه برگزار می شود. در بامداد روز پرسه همگانی، به نیایشگاه ها و تالارهای رسمی نزدیک محل زندگی خود می روند. در این مراسم خانواده هایی حضور دارند که از یک سال پیش تاکنون فردی از اعضای آن ها درگذشته باشد و بقیه برای گرامی داشت یاد و خاطره نیکان و نیکوکاران در گذشته در جهان مادی، در مراسم پرسه شرکت می کنند. در این مراسم، به ویژه بانوان، شاخه هایی از برگ سبز «مورد» یا «شمشاد»، «عود»، «کُندر» و یا «چوب سندل» را با خود می آورند و در کنار سفره پرسه بر روی میز می گذارند. روی میز، سفره ای گسترده شده که روی آن بشقاب میوه، سینی لُرک و ظرفی از مخلوط قهوه و ظرف دیگری از بلورهای نبات می گذارند.

مخلوط قهوه شامل پودر قهوه، مقداری آرد نخود، کمی پودر قند و اندکی پودر هل است. آتشدانی هم در کنار آن می گذارند و پیوسته در زمان برگزاری مراسم کُندر و چوب سندل بر آتش می پاشند تا بوی عطرآگین آن ها هوا را خوشبو کند. در آخر روز پرسه، مردم به آرامگاه ها می روند و با نیایش خود به روان و فروهرهای همه درگذشتگان درود می فرستند. در بسیاری از شهرهای ایران در بامداد روز پرسه، نخست به دیدن خانواده هایی می روند که در سال گذشته از دست رفته ای داشته اند و برای چند دقیقه ای در خانه آن ها می مانند و چای و شربت می خورند و شادی برای روان آنان آرزو می کنند.

یکی از نوشیدنی هایی که برخی از خانواده ها در خانه تهیه کرده و به مهمان ها می دهند شربت «خُرفه» است. برای تهیه این نوشیدنی، دانه های کوچک گیاه خرفه را کاملا نرم می کنند و آن را با آب مخلوط کرده و به هم می زنند تا شیره سفیدرنگی به دست آید. پس از صاف کردن این مایع، مقداری شکر، گلاب و یخ به آن اضافه می کنند.

پیر نارستانه در 31 کیلومتری شرق یزد و در پشت کوه دربید قرار گرفته است. زرتشتیان سراسر جهان، همه ساله به مدت 5 روز از روز سپندارمذ تا روز آذر از ماه تیر یعنی 2 تا 6 تیرماه در این مکان گردهم می آیند و آداب و رسوم نیاش اهورامزدا و برپایی سنت های شاد را بجا می آورند.

روایت است که کتایون (همسر یزدگرد) به سبب علاقه ای که به پسر کوچک تر خود (اردشیر) داشته با هم به سمت شرقی یزد گریختند. اردشیر پس از جدا شدن از مادر، به شرق و به سوی کوه و دشت گریخت و سرانجام در کوهی که هم اکنون نارستانه نامیده می شود، پنهان شد. این مکان مقدس، شاهزاده اردشیر را برای در امان ماندن از دست دشمنان در خود گرفته است. شاهزاده اردشیر شکارچی روشن بینی نمایان شده و شکارچی بنا به خواست و فرمان شاهزاده اردشیر، پیر نارستانه را بنیان می نهد.

1 نظر
  1. اصغر معینی 6 سال قبل
    پاسخ

    سپاس میثم عزیزم عالی و آموزنده ، خسته نباشید

ارسال یک نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ممکن است دوست داشته باشید